[ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۳ ] [ 1:14 ] [ امیر ]  | 

من کتاب‌های مختلفی تو زمینه‌های روانشناسی و خودیاری و این چیزا خوندم. سعی کردم که کتاب‌هایی رو انتخاب کنم که زرد نباشن و بهم کمک کنن. خوندنشون اون زمان بهم حس خوبی میداد اما با گذشت از اون دوره چیزی ازشون یادم نمونده و فراموشم شدن. اینجا و توی این پست‌ها سعی میکنم برای خودم ازشون یادداشت بردارم که ببینم میشه اثرش رو بهبود داد یا نه؟ اگر شما هم دوست داشتید میتونید بخونید.

کتاب توانمندی‌های نهان از آدام گرنت، ترجمه میثم همدمی.

برچسب ها :

  کتاب  

[ پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۳ ] [ 20:5 ] [ امیر ]  | 

بچه‌های دانشگاهای دیگه با راننده و مسئول استعداد درخشان اومدن. حالا من خودم بلیت گرفته بودم، دیشب وسط اتوبان منو پیاده کردن ساعت ۴ صبح دنبال اسنپ میگشتم.

خاک تو سر این دانشگاه بی‌لیاقت ما.

برچسب ها :

  ول معطل  

[ سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۳ ] [ 7:25 ] [ امیر ]  | 

من این درخت نزدیک دانشگاه رو خیلی دوست دارم. کلی عکس از فصل‌ها و سال‌های مختلفش دارم. وقتی داشتم Shape of my heart رو گوش می‌دادم پرت شدم به خاطره‌های ۷ سال پیش. چقدر روزهای عجیبی رو پشت‌سر گذاشتیم.

برچسب ها :

  خودفوتوگرافرنما  

[ دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۳ ] [ 18:2 ] [ امیر ]  | 

نمیدونم چرا اینقدر کله‌ام خرابه امروز

فارغ التحصیل که بشم میخوام برم دونه دونه سلامی عرض کنم خدمت اون مسئولین محترم دانشگاه که لطفشون شامل حالم شد. خصوصا مسئول آموزش دانشکده و مسئول آموزش یکی از بیمارستانامون.

برچسب ها :

  ول معطل  

[ دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۳ ] [ 4:51 ] [ امیر ]  | 

بعد از این مدت کار کردن با گروه‌های مختلف به جرئت میتونم لذت‌بخش‌ترین تجربه‌ی کار رو، کار کردن با نرسای اورژانس تروما و جراحی و بدترین رفتاری که باهام شده رو، برخورد ماماهای بخش زنان معرفی کنم.

رفتارهایی که این مدت دیدم واقعا برق از سرم پرونده که چرا باید اینقدر بد با آدم برخورد کنن. مثلا مسقیم دارم تو چشماش نگاه میکنم و با احترام ازش سوال میپرسم، نگام میکنه و جواب سوالمو نمیده و این رفتار نه با یک نفر، بلکه با چندین نفر دیگه هم اتفاق افتاده. اولش خوشحال شدم که نکنه نامرئی شدم و به آرزوم رسیدم:)))).

برچسب ها :

  بیکارستان  

[ جمعه ۵ مرداد ۱۴۰۳ ] [ 11:57 ] [ امیر ]  | 

دارم اکانتایی که دارم رو تمدید میکنم، یادم افتاد که ۲ یا ۳ ماه دیگه باید برم سربازی و فعلا بیشتر از این ۳ ماه نیازی بهشون ندارم. غمگین شدم.

برچسب ها :

  ول معطل  

مشخصات
می‌نویسیم که تا خاطره گردد...