متاسفانه پس از یک ربع قرن زندگی متوجه شدم که اکثر تصمیماتی که تعیین کننده مسیر زندگیام بوده را نه با عقل، بلکه با اضطراب گرفتهام. اکثرا فکر میکنند که تنها دو قوهی عقل و احساس است همیشه در انسان در تضادند حالی که حوادثی فرای احساسات صحیح هستند که او را به بیراهه میکشانند و پس از آن با حس آرامشی کاذب او را وامیدارند که معتقد باشد به اینکه تصمیم درستی گرفته و این تصمیم از چشمهی عقل ناقصش جوشیده است.
+++ من توی آدرسی که برام گذاشته بودید پستی پیدا نکردم که بتونم جواب بدم. اینجا جواب رو برات مینویسم. افت هموگلوبین با هایپرکلمی اولین چیزی رو که به ذهن آدم میاره، یه فرآیند لیز rbcـه. حالا اینکه این لیز با چه پروسهای ایجاد میشه و علتش چیه خودش کلی جای بحث داره. رایز bun و cr هم با توجه به هموگلوبینوری و aki ناشی از اون قابل توجیه هستش. باید دید که چرا صرفا برای بیمار درمان هایپرکلمی تجویز شده و دنبال لیز rbc ها نرفتن. فرآیند chest pain و arrest بیمار رو هم میشه با همین علائم توضیح داد. بیماری که هیچ rbc موثری برای تبادل اکسیژن نداشته باشه مستعد arrest میشه. کارایی که میشد براش انجام داد این بود که یه رتیک حتما از بیمار چک میشد، pbs کشیده میشد، هیستوری دارویی کاملتری گرفته میشد و حساسیتهای قبلی بیمار بررسی میشد که ببینیم با یه فرایند اکتسابی مواجهیم یا ارثیه و یا اینکه به واسطه سیستم ایمنی داره همچین اتفاقی میفته.
امیدوارم به جواب سوالت رسیده باشی.